پس ازماهها سختي ودسته وپنجه نرم كردن با يك بيماري سخت وجانفرسا دوباره به دعاي خير آنانكه دوستم داشتند وعنايت حضرت دوست واهل بيت كريمش دوباره به زندگي لبخند ميزنم وحالا تنها از آن روزهاي سخت، دوران اندك درمان تكميلي(شيمي درماني) باقي مانده است وبس كه آنرا نيز درادامه اين آزمون پشت سرخواهم گذاشت.
اما در آيندهاي نه چندان دوربا يادداشتهاي" بيمارستان دي" از شبهاي سخت بيماري، دنيا را در آن روزهاي طاقت فرسا از زاويه ديد يكبيمار برايتان گزارش خواهم كرد ولي آنچه در اين يادداشت كوتاه گفتني است اول اينكه در تمامي اين روزهاي سخت بيش از هر زمان ديگري به واژه " توكلت علي الله " ايمان آوردمو با همه وجود باوركردم كه دل بستن به تمامي تعلقات دنيوي سرابي بيش نيست وچه خوب كه پس از رفتنم از "خبرگزاري فارس" در شهريور امسال، آلودگيهاي جسمي را نيز دركنار آلودگيهاي روحي به هنگام سپردن تن خويش به تيغ جراحان در"عيد قربان" از خود زدودم وحالا آزادتر از هميشه به زندگي لبخند ميزنم.
اما در اين ميان اول از همه پس از خداي بي همتا از خانوادهام و از همه مهمترهمسر مهربانم ومادرم و بعد از همه دوستان آشنايان وكسانيكه در روزهاي سختبا حضوردر بيمارستان يا تماس تلفني ويا حضوردرمنزل، من وخانوادهامبه ويژهممسرمهربانم را تنها نگذاشتند قدرداني ميكنم از جمله دوستانم در خبرگزاري هاي فارس، ايرنا، مهروايسنا، دوستان خوبم در روزنامههاي همشهري، جام جم، اعتماد ملي، اعتماد، مردمسالاري وآفتاب يزد، بچه هاي خوب واحدمركزي خبر از جمله "كامران نجف زاده "عزيز و"حسين رنجبران"، دوستان خوبم در شبكه خبر، بچه هاي راديوجوان به ويژه تيم خوب ومهربان برنامه " جوان ايراني سلام " كه طلب شفاي مرا ازمردم خواستند، از فعالان سياسي كه با حضوردر بيمارستان وتماس جوياي حالم بودند ازجمله دفتر آقاي خاتمي، از بچه هاي خوب روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام، برخي دوستان و مصلحان در نهاد رياست جمهوري و دفتر سخنگوي دولت و "ناصر خيرخواه"، "مجيد فدايي"، "عظيم رجب پور"، دوست هميشه فرهيخته وخوبم "مجيد ملامحمدي"، دوستان خوبم در قم به ويژه بچههاي دوران دبيرستان دين ودانش و البته دوست مهربانم "محمد دانشور"و مهربان مرد بي توقع دامادمان" رسول مدرسي"و خواهرانم وبرادرانم كه بيش از هميشه كنارم بودند و باز هم بي شك خداي بي همتا سپاسگذارم واميدوارم در روزهاي خوب، پاسخگوي اين همه مهرباني باشم.
منتظرم باشيد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 1:25  توسط عطا افشاري
|
محمود احمدي نژاد همچنان بلندپرواز است. اين بلندپروازي فقط براي اداره جهان نيست. براي رهنمود دادن به رئيس جمهور امريکا، صدراعظم آلمان يا رئيس جمهور ايتاليا هم نيست. براي تداوم انديشه اش براي ايران است. حتي مشکلات سهمگيني که در اين سال بر دوش مردم اعم از فقير و غني سوار شده است، هنوز رئيس جمهور ايران را زميني نکرده است. البته نبايد هم تعجب کرد، معجزه هزاره سوم در قاب يک رئيس جمهور چهارساله نبايد بگنجد و تاکنون نشان داده نمي گنجد. بر همين اساس ترجيح مي دهد درباره انتخابات و خودش سخني نگويد. اگر هم بنا به ضرورتي که تشخيص مي دهد و در جمعي خصوصي کلامي در اين باره به زبان مي راند نه تنها خودش را رئيس جمهور چهارساله نمي داند بلکه بسان بلندپروازي هايش در ورزش، اقتصاد، مديريت و حتي روزنامه نگاري از رياست جمهوري 16 ساله سخن در سينه دارد. البته بر اساس قانون اساسي رئيس جمهور نهايتاً براي دو دوره چهار ساله مي تواند بر اريکه قدرت تکيه بزند، اما احمدي نژاد معتقد است اين 8 سال را خودش رياست مي کند و 8 سال بعدي کسي بر جاي وي مي نشيند که ادامه فکري احمدي نژاد باشد. بنابراين از اينجا به بعد ديگر بايد مرام و مسلک رئيس جمهور را از يک مدير اجرايي عالي رتبه هم فراتر برد و او را در هيبت يک مکتب فکري يا سياسي يا دست کم مديريتي ديد و بر اساس آن تحليل و ارزيابي داشت. يعني از اين پس معجزه هزاره سوم را بايد مکتبي خواند، مثلاً با نام «احمدي نژاديسم».
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 0:11  توسط عطا افشاري
|
هر چند رئيس جمهور سابق ايران هنوز خبري را درباره حضورش در انتخابات آينده رياست جمهوري منتشر نکرده است، اما طراحان نظرسنجي هاي بنگاه هاي مختلف ترجيح مي دهند در اين فضاي گرگ و ميش که هيچ کس رسماً نگفته در انتخابات آينده شرکت مي کند و همه چيز در حد گمانه زني است، نام سيدمحمد خاتمي را در مقابل محمود احمدي نژاد بياورند و از مردم بپرسند؛ «در انتخابات آينده رياست جمهوري به کدام يک از اين دو نفر راي مي دهند؟» اخيراً يکي از اين بنگاه ها که اتفاقاً نتايج نظرسنجي هايش در انتخابات گذشته بيشتر به واقعيت نزديک بود، با درس گرفتن از آن انتخابات نظرسنجي را در سه سطح برگزار کرده که نتايج جالبي داشته است. در سطح اول که کلانشهرها و شهرهاي بزرگ را شامل مي شده سيدمحمد خاتمي 67 درصد و محمود احمدي نژاد 21 درصد راي آورده اند. در سطح دوم که شهرهاي متوسط بوده است خاتمي با اختلاف کمي از احمدي نژاد پيش بوده، اما در شهرهاي کوچک و روستاها محمود احمدي نژاد کمي از سيدمحمد خاتمي جلو بوده است. اين يعني آقا سيد اگر مي خواهد در انتخابات آينده شرکت کند بايد براي شهرهاي کوچک و روستاها برنامه هاي متفاوتي داشته باشد.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 17:25  توسط عطا افشاري
|
حضور بازيگران ايراني در فيلم هاي بين المللي، البته آرزوي هر بازيگري است و از هر جنبه موفقيتي براي سينماي ايران. حضور بين المللي فيلم هاي ايراني در جشنواره هاي بين المللي طي بيست سال گذشته، سينماي ايران را در جهان مطرح کرد و حتي نخل طلاي جشنواره کن و نامزدي بهترين فيلم خارجي در جوايز اسکار را براي سينماي ايران به ارمغان آورد، اما اين نوع سينماي خاص ايران يا اصطلاحا جشنواره پسند، نوع سينمايي بود که غالبا با نابازيگران و بازيگران غير حرفه اي کار مي شد و عملا اين امکان را که بازيگران ايراني بتوانند در سطح جهاني مطرح شوند، فراهم نکرد. نام چند سينماگر تحسين شده ايراني را در نشريات و کتاب هايي سينمايي فرنگي به راحتي مي توان يافت، اما نام هيچ بازيگر ايراني هيچ گاه در اين سطح مطرح نشد، چرا که جهان، سينماي ايران را نه بخاطر حرفه اي بودن، بلکه بخاطر غير حرفه اي بودنش تحسين مي کرد. در نتيجه روياي جهاني شدن براي بازيگران سينماي ايران هميشه در حد يک رويا باقي ماند. نيکي کريمي که خيلي زود در سينماي ايران ستاره شد و حتي به خاطر بازيگري اش در يکي دو جشنواره قاره آسيا هم جوايزي گرفت، فقط زماني به جشنواره هاي جهاني بزرگ تر راه يافت و حتي به عنوان داور شرکت کرد که جامه فيلمسازي پوشيد و يکي دو فيلمش به طور نسبي با اقبال جشنواره ها روبرو شد. البته موارد استثنايي در بازيگران سينماي ايران وجود دارد که به سطح جهاني راه يافتند و مورد استقبال هم قرار گرفتند، اما اين بازيگران متاسفانه ديگر ارتباطي با "سينماي ايران" ندارند و بازيگران مهاجر محسوب مي شوند.
اما کمتر کسي تصور مي کرد که «ميم» دوست داشتني فيلم «درخت گلابي» در طول 10 سال چنان روزي را طي کند که زماني به بطن جريان اصلي کارخانه روياسازي دنيا راه يابد و همبازياني چون لئوناردو دي کاپريو و راسل کرو بيابد. از يک سال پيش که گلشيفته فراهاني بار سفر به امريکا بست و چند ماهي را در اين کشور رحل اقامت افکند، شايعه يي در محافل سينمايي به گوش مي رسيد که او امکان بازي در فيلم جديد ريدلي اسکات کارگردان شناخته شده سينماي جهان را پيدا کرده و مشغول بازي در آن است. اين شايعه درست در روزهايي منتشر شد که همايون ارشادي بازي در فيلم «بادبادک باز» مارک فورستر را به پايان برده و براي نخستين بار عملاً يکي از بازيگران فعال سينماي امروز ايران امکان بازي در يک نقش محوري در فيلمي از جريان اصلي هاليوود را يافته بود.
تا پيش از آن معمولاً سينماگراني مهاجرت کرده که مدت ها بود از جريان اصلي سينماي ايران دور شده بودند، امکان حضور در فيلم هاي امريکايي را پيدا مي کردند که در صدر آنها شهره آغداشلو قرار داشت. البته بودند ايرانيان ديگري که اصلاً کار خود را با فعاليت در هاليوود آغاز کرده بودند و بيشتر يک امريکايي محسوب مي شدند تا يک ايراني. حضور گلشيفته فراهاني به عنوان يکي از مهم ترين و شناخته شده ترين بازيگران زن فعلي سينماي ايران در فيلمي از يک کارگردان معتبر امريکايي به تمامي با بقيه موارد متفاوت است. فراهاني علاوه بر آنکه يکي از نقش هاي مهم فيلم را به دست آورده، توانسته سازندگان فيلم را هم متقاعد کند که منطبق با پذيرش يک بازيگر زن ايراني مطابق معيارهاي مورد پذيرش از او استفاده کنند و به اين ترتيب يک اتفاق مهم ديگر رخ داده است. اينکه سازندگان هاليوودي که به واسطه صرف هزينه هاي سنگين پذيرفته اند ريسک حضور يک بازيگر زن ايراني را با وجود مسائلي مانند لحاظ کردن معيارهاي مختلف پذيرا شوند و او را به انبوه گزينه هاي احتمالي موجود در آن سوي آب ها ترجيح بدهند از يک اتفاق حکايت مي کند؛ اتفاقي از نوع ارتقاي جايگاه سينماگران ايراني در جهان که اميدواريم با اکران فيلم و مشاهده سطح توانايي هاي بازيگري فراهاني تاييد شود.
واکنش ها به انتشار خبر بازي گلشيفته فراهاني در فيلم «مجموعه دروغ ها» که با قرار گرفتن عکس ها و تريلرهاي تبليغي فيلم در اينترنت عمومي شد البته هفته گذشته بيشتر با سکوت همراه بود؛ سکوتي از جنس احتياط که بيشتر در جهت آماده شدن براي مواجهه با فيلم بود. با اين همه در همين شرايط سايت خبري «برنانيوز» متعلق به سازمان ملي جوانان با انتشار خبر به طور تلويحي به استقبال از آن رفت.البته خیلی زود در محافل خبری غیر رسمی ممنوع الخروج شدن گلشیفته برای بازی در یک نقش تازه و پیشنهادی تازه مطرج شد که دلیل آن هم تنها نه بازی در آخرین ساخته اسکات بلکه به دلیل کشف حجاب در فیلم«مجموعه دروغ ها» و ایفای نفش پرستاری عرب که میانجی نیروهای مبارزه با گروهای ضد تروریستی با یک گروه افراطی مسلمان در عراق بود که درست مانند همیشه این بار هم «محمدرضا شریفی نیا» به موقع نمایان شد و با تکذیب ممنوع الخروج شدن فراهانی گفت:«گلشيفته فراهاني» به آمريكا سفر كرد. در 50 روز باقيمانده تا اکران فيلم و نيز انتشار اطلاعات بيشتر از نقش فراهاني در فيلم و نيز نحوه حضور آن بيشتر مي توان درباره اين اتفاق مهم صحبت کرد. اما در همين حالت هم بايد خوشامد گفت به جريان جديد حضور هاي بين المللي سينماي ايران که اين بار جنسي متفاوت از قبل دارد و از سالن هاي محدود و سانس هاي کم شمار جشنواره ها به جريان بين المللي عظيم سينماي روز دنيا رسيده و مخاطبان ميليوني دارد. فقط خدا کند حاشيه ها و نظرهاي خاص و محدودکننده عامل رودرروي اين جريان نباشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 16:8  توسط عطا افشاري
|
اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو جنبش عدم تعهد با موفقیت به کار خود در تهران پایان داد و بدین ترتیب یک امتیاز مثبت و قابل توجه برای دستگاه دیپلماسی کشورمان ، آن هم در شرایطی که تلاش برای انزوای ایران در دستور کار چند کشور غربی قرار دارد ، ثبت شد .در این اجلاس نمایندگان 118 کشور جهان شرکت داشتند که می توان گفت از لحاظ تعداد کشورهای شرکت کننده ، جزو اجلاس مطرح بوده است به گونه ای که به جز اجلاس سازمان ملل ، کمتر نشستی در سطح جهان با چنین اقبالی مواجه است . گذشته از اهمیت این اجلاس و موفقیت آمیز بودن نشست تهران ، خبرنگار عصرایران (asriran.com)، حاشیه های جالبی را از این اجلاس تهران یادداشت کرده است که حبس وزیر امور خارجه هند و هیات همراه در سرویس بهداشتی ، یکی از آنهاست! *وزیر خارجه هند زمانی که قصد خروج از سرویس بهداشتی را داشت متوجه شد در از بیرون قفل شده است و به همین دلیل به همراه محافظان خود شروع به کوبیدن در کرد تا اینکه بعد از 20 دقیقه عوامل خدمات با آچار و پیچ گوشتی اقدام به باز کردن در کردند و وزیر را از حبس نجات دادند. *معاون وزیر خارجه مصر در تهران ، بیش از بقیه در معرض توجه حاضران و خبرنگاران قرار داشت و بیشترین مصاحبه را انجام داد به نحوی که در ساعات پایانی خبرنگاران مشاهده می کردند که خانم نائله در حال قدم زدن هم با خودش حرف می زد . *کشور عربستان در سطح سفیر در اجلاس وزرای خارجه تهران شرکت کرده بود که مورد سوال همگان بود. *گستاخی مسوولان امارات در اجلاس عدم تعهد تهران هم ادامه داشت و مقام اماراتی ایران را به اشغالگری جزایر سه گانه متهم کرد که واکنش سریع و قاطع جمهوری اسلامی ایران را به دنبال داشت و پس از آن دیگر سخنی از اماراتی ها به گوش نرسید. *صدا و سیما با تمام قوا در اجلاس تهران حضور یافته بود به نحوی که فقط واحد مرکزی خبر حداقل 20 خبرنگار و تیم خبری را به سالن اجلاس سران اعزام کرده بود و شبکه خبر، باشگاه خبرنگاران و شبکه جام جم، العالم، پرس تی وی هم تیم های جداگانه ای را برای پوشش خبری اجلاس در نظر گرفته بودند. *مقارن ظهر روز چهارشنبه که وزیران خارجه در حال صرف ناهار در رستوران بودند ، مسوولان امنیتی برای چک کردن سالن اصلی اجلاس اقدام به تخلیه افراد باقی مانده در سالن اجلاس کردند و بعد از بررسی مجدد سالن توسط گروه چک و خنثی، درهای سالن به روی مهمانان باز شد. *در زمان تصویب نهایی قطعنامه جنبش عدم تعهد در حمایت از برنامه هسته ای ایران، منوچهر متکی رییس جلسه چکشی را که از تصویب قطعنامه حکایت داشت، بسیار محکم کوبید که با تشویق مهمانان همراه بود و هیات ایرانی حاضر در جلسه به خصوص سلطانیه نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی با شادی و خرسندی با اطرافیان خود دست دادند و روبوسی کردند. *سایه "باباجان" وزیر امور خارجه ترکیه بسیار سنگین تر از دیگر وزرای خارجه حاضر در اجلاس تهران بود و هیات همراه باباجان هم بزرگتر از بقیه هیات ها بود. *کشور کنگو یک ایرانی را به عنوان نماینده رسمی خود روانه تهران کرده بود که برای حاضران بسیار تعجب برانگیز بود. *زماني که خبرنگار شبکه خبر به صورت زنده در حال ارائه گزارش نشست تهران بود يکي از مسوولان اجرايي که از خبرنگاران اطراف خود غافل بود با تلفن همراه با همسرش تماس گرفت و گفت:"بزن کانال 6 الان از جلو تلويزيون رد مي شم" و سپس تا نزديکي خبرنگار شبکه خبر آمد و از جلوي دوربين رد شد! *خوش و بش سبحاني مديرکل امريکاي وزارت خارجه با وزير امورخارجه ونزوئلا نيز توجه حاضران را به خود جلب کرد و سبحاني دقايقي به زبان اسپانيايي با اين مقام خارجي گفتگو کرد و زماني که خبرنگار صدا وسيما قصد انجام مصاحبه با وزير خارجه ونزوئلا را داشت اطرافيان او به خبرنگار ايراني فهماندند که وزير خارجه ونزوئلا نمي تواند انگليسي صحبت کند! *يکي ديگر از جالبترين حاشيه ها اين بود درحاليکه روز سه شنبه خبرنگاران، مصاحبه مفصلي را به نقل از وزير امورخارجه بلاروس منتشر کردند در روز چهارشنبه مشخص شد فردي که خبرنگاران ايراني با او گفتگو کرده اند رئيس هيئت نمايندگي برزيل بوده و نه وزير خارجه بلاروس!
* منبع: سایت خبری عصر ایران
انتهای پیام/
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 13:2  توسط عطا افشاري
|
نميدانم يادتان هست درست چند سال پيش پرونده قاتلان محفلي كرمان نقل مطوعات بودولي به دليل همان درد تاريخي فراموشكاري ملت و حتي نخبگان ما حالا پساز ۶ سال هيچ كس نميپرسد فرجام اينان كه به نام صيانت از دين جنايت كردند چه شد؟ پرونده قتلهاي زنچيرهاي ويژهنامه پنجشنبههاي روزنامه اعتماد بهانهاي شد تا اين پرونده را براي يادآوري دوباره بازخواني كنيم و منتظر تاريخ براي مكافات اين جنايت بمانيم.
شامگاه 22 شهريورماه سال 81 هنگامي که جواني 19 ساله به نام مصيب به منزل بازنگشت، خانواده او با مراجعه نزد مراجع قضايي و انتظامي نخستين برگ هاي پرونده يي را سياه کردند که بعدها به قتل هاي محفلي کرمان شهرت يافت. جسد مصيب حدود شش ماه بعد هنگامي که شش جوان 19 تا 22 ساله به اتهام جنايت سريالي بازداشت شدند، از خاک بيرون کشيده شد و متهمان اعتراف کردند اين پسر را زنده به گور کرده اند. قاتلان محفلي کرمان همچون سعيد حنايي - قاتل سريالي زنان خياباني مشهد - در پي اظهارات و شهادت يک نجات يافته شناسايي و دستگير شدند، با اين تفاوت که اين نجات يافته بر خلاف زن مشهدي از چنگ قاتلان نگريخته بلکه قاتلان خودشان او را آزاد کرده بودند. اين نجات يافته که هادي نام داشت از سوي طراحان قتل هاي محفلي کرمان ربوده اما دو روز بعد آزاد شد. هادي به پليس توضيح داد ربايندگان قصد داشتند وي را بکشند اما او را رها کردند. در پي گفته هاي اين جوان تلفن همراه او که دست آدم ربايان بود رديابي شدو روز چهارم اسفندماه سال 81 محمدحمزه مصطفوي که سرباز وظيفه بود، بازداشت شد. اين متهم بعد از انکارهاي معمول به پنج فقره قتل با همدستي پنج جوان ديگر اقرار کرد و پس از آن محمد عباسي، محمد سلطاني، چنگيز سالاري، سلمان جهانشاهي و علي ملکي بازداشت شدند. اين شش متهم انگيزه خود را از قتل ها پاکسازي جامعه از فساد عنوان کردند و مدعي شدند مصيب فروشنده مواد مخدر بود و به تذکرها و اخطارهاي آنها اعتنايي نداشت، به همين دليل او را ربودند، به محله هفت باغ - محل ارتکاب قتل ها - کشاندند و در آنجا سنگي بزرگ بر سر او کوبيدند و سپس وي را در چاله يي استخرمانند انداختند و او را سنگباران کردند اما چون مصيب هنوز زنده بود در نهايت اين جوان را زنده به گور کردند. اين قاتلان يک هفته بعد از قتل مصيب، فردي به نام محسن کمالي را با اين تصور که فساد اخلاقي دارد از مقابل خانه اش ربودند، به محله هفت باغ بردند و وي را خفه و جسدش را دفن کردند. متهمان با سرقت موتورسيکلت و موبايل دومين مقتول از آنها براي جنايت هاي بعدي استفاده کردند. جميله اميراسماعيل سومين فردي بود که طعمه عاملان قتل هاي محفلي کرمان شد و متهمان با اين عقيده که اين زن فساد اخلاقي دارد و مواد مخدر نيز خريد و فروش مي کند، وي را ربودند و از آنجا که متاهل بود او را سنگسار و سپس جسدش را در بيابان رها کردند تا طعمه حيوانات وحشي شود. بنا بر مدارک موجود در پرونده قاتلان سريالي کرمان، اين شش تن روز 27 آبان سال 81 شهره نيک پور و محمدرضا نژادملايري را که به تازگي با هم نامزد کرده بودند، با اين تصور که با يکديگر رابطه نامشروع دارند، ربودند. اين زوج جوان سوار بر خودروي پژوي سفيدرنگ شان قصد داشتند به بازديد خانه يي که قرار بود خريداري کنند، بروند اما طعمه عاملان قتل هاي محفلي شدند و متهمان پس از کشتن آنها اجسادشان را در بيابان رها کردند. قاتلان سريالي کرمان در بازجويي ها درباره انگيزه شان از قتل ها يک جمله تکرار کردند و گفتند؛ «ما سربازاني هستيم که براي از بين بردن فساد در جامعه اقدام مي کرديم.» همزمان با انتشار خبر اين جنايت ها سردار جورکش - فرمانده انتظامي کرمان - جزئيات زيادي را از نحوه طرح ريزي قتل ها اعلام کرد اما چندي بعد جلسه محاکمه قاتلان برخلاف وعده قبلي به صورت غيرعلني برگزار شد. قاضي اميري تبار - رئيس وقت شعبه 9 دادگاه عمومي کرمان - پس از اتمام محاکمات، محمدحمزه را که سردسته باند بود به اتهام شرکت در چهار فقره قتل به قصاص و اعدام در ملاء عام، به جرم شش فقره آدم ربايي به 15 سال حبس و به خاطر سرقت اموال مقتولان به تحمل سه سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کرد. علي ملکي متهم رديف دوم نيز به چهار بار قصاص، 15 سال حبس و 99 ضربه شلاق محکوم شد. قاضي پرونده همچنين براي سليمان جهانشاهي متهم رديف سوم حکم سه بار قصاص و اعدام در ملاء عام، 18 سال حبس و 74 ضربه شلاق در نظر گرفت و محمد عباسي را مستحق دو بار قصاص در ملاء عام، 18 سال حبس و 99 ضربه شلاق دانست. همچنين محمد سلطاني - پنجمين متهم پرونده - به يک بار قصاص و 18 سال حبس محکوم شد. آخرين متهم اين پرونده نيز در برابر حکم يک بار قصاص و 99 ضربه شلاق قرار گرفت. اين حکم با اعتراض متهمان مواجه شد و پس از کشمکش هاي بسيار ديوان عالي کشور اعلام کرد از آنجا که متهمان با اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتولان مرتکب قتل شده اند، حکم قصاص شامل حال شان نمي شود. اين نظر در حالي صادر شد که به جز اولياي دم شهره نيک پور و محمدرضا نژادملايري - زوج جوان - خانواده ساير مقتولان از قاتلان اعلام رضايت کردند. در نهايت فقط حکم قصاص علي ملکي به جرم قتل شهره و محمدرضا تاييد و پرونده براي محاکمه دوباره ديگر متهمان به دادگاه عمومي فرستاده شد. در ارديبهشت ماه امسال نعمت احمدي - وکيل مدافع اولياي دم شهره و محمدرضا - خبر داد اين متهمان به رغم محکوميت حبس از زندان آزاد شده اند.
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 13:34  توسط عطا افشاري
|
ته یه كوچه نشستهای كه عاطفه پتو بیاورد برایت... نه گولیو پلاستو ملتیفرم را میشود به شیرینی كلام آن سریال عزیز تاب آورد تا از میان برود... خانه را هم كه خراب این اتوبان نیایش كردهاند...
بگو كه این قفس... بگو كه این قناری... بگو كه یكیشان... و بگو كه ما... ما صباحیهای غمگین... چگونه باور كنیم كه تو... تو استاد وقفه انداختن میان كلمات... ما را زیاد... خیلی زیاد و طولانی به تماشای لبهای لرزان ساكتی كه نمیگوید آن ناگفته را دعوت كردهای؟ كه دلم برای شش... برای سبز... برای همه اصواتی كه میشد جوری گردشان كرد تا محو شوند... میلرزد. «عاطفه» نیستم اما اشك چه قابل دارد... و نمیگویم «رضا». كه قصه برای دختر 12 ساله آن روزها هر چقدر هم خیالپرداز جا نداشت «عاطفه» باشد. اینكه دستم دنبال چیزی میگردد از صبح را نگذار پای اثر همیشگی وظیفه همیشگیتر مرگ... مال آن است كه یاد ندارم چطور این سینما را میشود بی تو نقاشی كرد. و این را هم نگذار پای جملهای كه باید گفت... این خود استیصال است... كه نه فقط خونه كه بازیگر هم باید س... بز باشه... كه تو بودی به تمامی. حالا تو... تو كودك ناهمگون توفان... خواستی بروی و رفتی ولی... حرف... حرف كه میزنی؟
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 17:43  توسط عطا افشاري
|
راننده تاکسی پیچ رادیو را می چرخاند، اخبار رادیو پیام پخش می شود. بحث پرونده هسته ای ایران و افزایش لحن تهدید آمیزه مقامات نظامی دو طرف است و...
راننده تاکسی دستمال یزدی را بر می دارد، آیینه بغل را پاک می کند، غرولند کنان می گوید: با این حماقتهای این ها جنگ رو شاخشه. عجب گیری کردیم خدا.......
مرد حدودا پنجاه سالی دارد.روی صندلی جلو کنار راننده نشسته ...سری به افسوس تکان می دهد و می گوید: مملکت را دودستی انداخته اند در سراشیبی سقوط، با این وضعیت حتما جنگ میشه...
راننده می گوید: هنوز از بدبختی های جنگ قبلی راحت نشده ایم یک جنگ دیگه، خدایا عجب ملت بدبختی هستیم ما.
دختری که کنار من نشسته، که سن و سال کمی دارد، که ظاهرا دانشجو است رو به دوستش که او هم هم سن و سال اوست و او هم ظاهرا دانشجوست، می کند، لبخند زنان می گوید: وای ی ی ی ! فکرشو بکن جنگ بشه...خیلی باحال میشه ها! نه؟ هممون دوست پسر آمریکایی پیدا می کنیم
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 9:25  توسط عطا افشاري
|
پیش از سحر تاریک است/ اما همواره خورشید به موقع طلوع می کند/ باید به سحر اعتماد کرد.....