تبليغاتX
 خيلي دور خيلي نزديك
 

از رسانه سمي تا رسانه ملي

دو تا صندلي بزرگ، يك ميز، يك ليوان آب كه بسته به ميهمانش شربت هم مي‌شود در يك فضاي تاريك، تمام چيزهاي ظاهري برنامة زنده «شب شيشه‌اي» را شكل مي‌دهند كه هر شب، 60 دقيقه روي آنتن شبكه ۵ مي‌وردد.

برنامه‌اي كه در بيشتر شب‌ها جذاب است و دليل آن هم اجراي رضا رشيدپور است و چهره‌هاي داغ مهمانان برنامة رشيدپور كه تا قبل از اين، صبح‌ها در صبح به‌خير ايران مجري بود. خيلي‌ها مي‌گويند اين مجري 30 ساله كه ليسانس عمرانش را از دانشگاه تبريز گرفته، نمونة مؤدب و آرام فرزاد حسني است، ادعايي كه زياد هم غير واقعي نيست. او با مهمانانش با احترام برخورد مي‌كند و مي‌گذارد حرفشان را بزنند.  ولي به نظر مي‌رسد جدا از رضا رشيدپور كه البته دوستي من با او به زمان حضورم در رسانه ملي بر مي‌گردد و اين روزها با مطالعه و دقت در اجراي برنامه به يك پختگي رسيده كه در ان از بداهه گوئي‌هاي گزاف فرزاد حسني خبري نيست و بيشتر به يك مصاحبه داغ چالشي و ژورناليستي تصويري بدل شده فكر مي‌كنم رسانه فراگير ما كه به رسانه ملي اشتهار دارد اين روزها كم كم متوجه شده با نگاه رسمي ديگر در اين روزهاي جهش رسانه با برنامه‌اي آبكي، بي سروته و گفتگوهاي رسمي و تشريفاتي كه اين رسانه را بيشتر به رسانه رسمي تبديل كرده به سوي ملي شدن و خواست مردم حركت كرده و شب شيشه‌اي برنامه‌اي در خور نام رسانه ملي است كه البته چون خود در اين خصوص تبحر داشته واصولا خوراك من انجام درگيريهاي چالشي با مصاحبه شونده است و تجربه موفق انرا در فيلم مستند خودم با نام (ثبت نام) كه بي شك به يكي از فراگيرترين سي‌دي‌هاي شبكه زيرزميني و غيررسمي كشور تبديل گرديده، داشته‌ام مي‌دانم كه كار رشيدپور كار مشكلي است ولي بيش از وي بايد از مديران شبكه ۵ ستايش كرد كه اين روزها حرفه‌اي تر شده وبرنامه‌اي جديتر، مرددمي‌تر وجذاب تر از صندلي داغ ساخته‌اند كه هم نظر منتقدان و هم مردم را جذب كرده كه البته رسيدن به چنين موفقيت كار سادة اي نيست. 


 

نوشته شده توسط عطا افشاري در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 22:18 موضوع | لینک ثابت


دچار باید بود....

مدتی است که دیگر کمتر وقت می کنم وبلاگم را به روز کنم که البته دلایلی دارد. جدا از مشغله کاری که این روزها بسیار شدت یافته معتقدم در فضای کنونی هر چه کمتر حرف بزنی بهتر است چرا که وقتی قرار باشد بگویی باید حتما حرفی هم براي گفتن داشته باشی. نمی دانم چرا برخی فکر می کنند باید گفت،باید به روز کرد،تحت هر شرایطی ولی من می‌گویم دچار باید بود باید مساله ای آنقدر تو را درگیر کند که یا اگر ننویسی خفه می‌شوي یا اگر از کنارش بی تفاوت بگذری وجدان درد می گیری. در هر صورت تلاش می کنم در این روزها که عقلانیت و منطق جای خود را به احساسات و سطحی نگری داده و کمتر دچار می‌شويم درجه وجدان درد خود را افزايش دهم تازه مدتي است احساس سبكي مي‌كنم و چون فكر مي‌كنم پس هستم. 


 

نوشته شده توسط عطا افشاري در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 21:57 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting