حالا دیگر خوب می دانم آرزوی آمدنت را هم مثل سکوت زلال چشمهایت به گور خیالهای محال خواهم برد اما دیگر به بیقراریه این دل وامانده و دل دله دیدارت مدیون نیستم .من همه این سالها از همه سراغ سادگیت را گرفتم اما دیگر تو نبودی تو انگار همراه آن خندهی آخرین برای همیشه رفتی یه جایی که دیگر دست خیال و خوابم حتی به گرد نگاه هایت نرسید و حالا كنار بابا با خيال راخت قصه غصههاي سالهاي تنهايي را زمزمه ميكني.مهم نیست که دلت به هوای دیگری می تپد مهم اینست که حالا آن بالا تنها نيستي ولي بايد به درد صبوري مادر و سوگند هم انديشيد.
نوشته شده توسط عطا افشاري در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت

بعد از مدتها رکود و پس از ماهها ننوشتن دوباره جان می گیرم و وبلاگ زا به روز می کنم تا دوباره احساس بودن را تجربه کنم و بی نهایت به همراهی شما دوستان امیدوارم.......
نوشته شده توسط عطا افشاري در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 19:4 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

پیش از سحر تاریک است/ اما همواره خورشید به موقع طلوع می کند/ باید به سحر اعتماد کرد.....
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
a href="http://www.mowj.ir/">