تبليغاتX
 خيلي دور خيلي نزديك
 

جنايت بي مكافات

قاتلان محفلي كرمان كه همچنان بي مكافات آزدانه زندگي مي‌كنند.

نمي‌دانم يادتان هست درست چند سال پيش پرونده قاتلان محفلي كرمان نقل مطوعات بودولي به دليل همان درد تاريخي فراموشكاري ملت و حتي نخبگان ما حالا پساز ۶ سال هيچ كس نمي‌پرسد فرجام اينان كه به نام صيانت از دين جنايت كردند چه شد؟ پرونده قتلهاي زنچيره‌اي ويژه‌نامه پنجشنبه‌هاي روزنامه اعتماد بهانه‌اي شد تا اين پرونده را براي يادآوري دوباره بازخواني كنيم و منتظر تاريخ براي مكافات اين جنايت بمانيم. 

شامگاه 22 شهريورماه سال 81 هنگامي که جواني 19 ساله به نام مصيب به منزل بازنگشت، خانواده او با مراجعه نزد مراجع قضايي و انتظامي نخستين برگ هاي پرونده يي را سياه کردند که بعدها به قتل هاي محفلي کرمان شهرت يافت. جسد مصيب حدود شش ماه بعد هنگامي که شش جوان 19 تا 22 ساله به اتهام جنايت سريالي بازداشت شدند، از خاک بيرون کشيده شد و متهمان اعتراف کردند اين پسر را زنده به گور کرده اند. قاتلان محفلي کرمان همچون سعيد حنايي - قاتل سريالي زنان خياباني مشهد - در پي اظهارات و شهادت يک نجات يافته شناسايي و دستگير شدند، با اين تفاوت که اين نجات يافته بر خلاف زن مشهدي از چنگ قاتلان نگريخته بلکه قاتلان خودشان او را آزاد کرده بودند. اين نجات يافته که هادي نام داشت از سوي طراحان قتل هاي محفلي کرمان ربوده اما دو روز بعد آزاد شد. هادي به پليس توضيح داد ربايندگان قصد داشتند وي را بکشند اما او را رها کردند. در پي گفته هاي اين جوان تلفن همراه او که دست آدم ربايان بود رديابي شدو روز چهارم اسفندماه سال 81 محمدحمزه مصطفوي که سرباز وظيفه بود، بازداشت شد. اين متهم بعد از انکارهاي معمول به پنج فقره قتل با همدستي پنج جوان ديگر اقرار کرد و پس از آن محمد عباسي، محمد سلطاني، چنگيز سالاري، سلمان جهانشاهي و علي ملکي بازداشت شدند. اين شش متهم انگيزه خود را از قتل ها پاکسازي جامعه از فساد عنوان کردند و مدعي شدند مصيب فروشنده مواد مخدر بود و به تذکرها و اخطارهاي آنها اعتنايي نداشت، به همين دليل او را ربودند، به محله هفت باغ - محل ارتکاب قتل ها - کشاندند و در آنجا سنگي بزرگ بر سر او کوبيدند و سپس وي را در چاله يي استخرمانند انداختند و او را سنگباران کردند اما چون مصيب هنوز زنده بود در نهايت اين جوان را زنده به گور کردند. اين قاتلان يک هفته بعد از قتل مصيب، فردي به نام محسن کمالي را با اين تصور که فساد اخلاقي دارد از مقابل خانه اش ربودند، به محله هفت باغ بردند و وي را خفه و جسدش را دفن کردند. متهمان با سرقت موتورسيکلت و موبايل دومين مقتول از آنها براي جنايت هاي بعدي استفاده کردند. جميله اميراسماعيل سومين فردي بود که طعمه عاملان قتل هاي محفلي کرمان شد و متهمان با اين عقيده که اين زن فساد اخلاقي دارد و مواد مخدر نيز خريد و فروش مي کند، وي را ربودند و از آنجا که متاهل بود او را سنگسار و سپس جسدش را در بيابان رها کردند تا طعمه حيوانات وحشي شود. بنا بر مدارک موجود در پرونده قاتلان سريالي کرمان، اين شش تن روز 27 آبان سال 81 شهره نيک پور و محمدرضا نژادملايري را که به تازگي با هم نامزد کرده بودند، با اين تصور که با يکديگر رابطه نامشروع دارند، ربودند. اين زوج جوان سوار بر خودروي پژوي سفيدرنگ شان قصد داشتند به بازديد خانه يي که قرار بود خريداري کنند، بروند اما طعمه عاملان قتل هاي محفلي شدند و متهمان پس از کشتن آنها اجسادشان را در بيابان رها کردند. قاتلان سريالي کرمان در بازجويي ها درباره انگيزه شان از قتل ها يک جمله تکرار کردند و گفتند؛ «ما سربازاني هستيم که براي از بين بردن فساد در جامعه اقدام مي کرديم.» همزمان با انتشار خبر اين جنايت ها سردار جورکش - فرمانده انتظامي کرمان - جزئيات زيادي را از نحوه طرح ريزي قتل ها اعلام کرد اما چندي بعد جلسه محاکمه قاتلان برخلاف وعده قبلي به صورت غيرعلني برگزار شد. قاضي اميري تبار - رئيس وقت شعبه 9 دادگاه عمومي کرمان - پس از اتمام محاکمات، محمدحمزه را که سردسته باند بود به اتهام شرکت در چهار فقره قتل به قصاص و اعدام در ملاء عام، به جرم شش فقره آدم ربايي به 15 سال حبس و به خاطر سرقت اموال مقتولان به تحمل سه سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کرد. علي ملکي متهم رديف دوم نيز به چهار بار قصاص، 15 سال حبس و 99 ضربه شلاق محکوم شد. قاضي پرونده همچنين براي سليمان جهانشاهي متهم رديف سوم حکم سه بار قصاص و اعدام در ملاء عام، 18 سال حبس و 74 ضربه شلاق در نظر گرفت و محمد عباسي را مستحق دو بار قصاص در ملاء عام، 18 سال حبس و 99 ضربه شلاق دانست. همچنين محمد سلطاني - پنجمين متهم پرونده - به يک بار قصاص و 18 سال حبس محکوم شد. آخرين متهم اين پرونده نيز در برابر حکم يک بار قصاص و 99 ضربه شلاق قرار گرفت. اين حکم با اعتراض متهمان مواجه شد و پس از کشمکش هاي بسيار ديوان عالي کشور اعلام کرد از آنجا که متهمان با اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتولان مرتکب قتل شده اند، حکم قصاص شامل حال شان نمي شود. اين نظر در حالي صادر شد که به جز اولياي دم شهره نيک پور و محمدرضا نژادملايري - زوج جوان - خانواده ساير مقتولان از قاتلان اعلام رضايت کردند. در نهايت فقط حکم قصاص علي ملکي به جرم قتل شهره و محمدرضا تاييد و پرونده براي محاکمه دوباره ديگر متهمان به دادگاه عمومي فرستاده شد. در ارديبهشت ماه امسال نعمت احمدي - وکيل مدافع اولياي دم شهره و محمدرضا - خبر داد اين متهمان به رغم محکوميت حبس از زندان آزاد شده اند.


 

نوشته شده توسط عطا افشاري در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 13:34 موضوع | لینک ثابت


خواستی بروی و رفتی ولی...

ته یه كوچه نشسته‌ای كه عاطفه پتو بیاورد برایت... نه گولیو پلاستو ملتیفرم را می‌شود به شیرینی كلام آن سریال عزیز تاب آورد تا از میان برود... خانه را هم كه خراب این اتوبان نیایش كرده‌اند...
 
بگو كه این قفس... بگو كه این قناری... بگو كه یكی‌شان...
و بگو كه ما... ما صباحی‌های غمگین... چگونه باور كنیم كه تو... تو استاد وقفه انداختن میان كلمات... ما را زیاد... خیلی زیاد و طولانی به تماشای لب‌های لرزان ساكتی كه نمی‌گوید آن ناگفته را دعوت كرده‌ای؟
كه دلم برای شش... برای سبز... برای همه اصواتی كه می‌شد جوری گردشان كرد تا محو شوند... می‌لرزد.
«عاطفه» نیستم اما اشك چه قابل دارد... و نمی‌گویم «رضا». كه قصه برای دختر 12 ساله آن روزها هر چقدر هم خیال‌پرداز جا نداشت «عاطفه» باشد.
اینكه دستم دنبال چیزی می‌گردد از صبح را نگذار پای اثر همیشگی وظیفه همیشگی‌تر مرگ... مال آن است كه یاد ندارم چطور این سینما را می‌شود بی‌ تو نقاشی كرد. و این را هم نگذار پای جمله‌ای كه باید گفت... این خود استیصال است... كه نه فقط خونه كه بازیگر هم باید س... بز باشه... كه تو بودی به تمامی.
حالا تو... تو كودك ناهمگون توفان... خواستی بروی و رفتی ولی...
حرف... حرف كه می‌زنی؟


 

نوشته شده توسط عطا افشاري در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 17:43 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting